عمومی

ایران، جهان و ایماژسازی – نازک نارنجی

سال ۲۰۲۳ میلادی رفته رفته چمدان بزرگش را می بندد و می رود. اگر چه تقویم ما هجری شمسی است اما در هر حال، آخرین ایام و لیالی سال میلادی، برای تمام دُول عالم، از دو جهت اهمیت دارد: اول این که وقت حساب و کتاب است و دولت ها باید جمع و تفریق کنند و دریابند برای معرفی ایماژ خوبیاز کشور خود به جهان و جهانیان چه کرده اند و در تحقق اهداف خود تا چه اندازه موفق بوده اند و شکست ها و خطاها کجاست. دوم این که بر اساس وضعیت کنونی داخل و خارج، برای سال آتی برنامه ریزی کنند.

اگر قرار باشد درباره سیاست خارجی جمهوری اسلامی در سالی که در حال اتمام است سخن بگوییم، به وقایع و رویدادهای جدیدی نخواهیم رسید و در، تقریبا بر همان پاشنه قبلی چرخید. بدین معنی که گشایشی در موضوع هسته ای روی نداد و ایران همچنان، دور از آمریکا و اروپا و نزدیک به روسیه و چین ماند. در پیرامون هم، با وجود تاکید مکرر بر اهمیت سیاست همسایگی، اتفاق عجیبی در توسعه روابط ایران و کشورهای منطقه روی نداده و به باور نگارنده، مهمترین رویداد مرتبط با منافع ایران در سال ۲۰۲۳ میلادی، توافق ترکیه و عراق بر سر پروژه ای است که می خواهد بندر بصره از طریق بندر مرسین ترکیه به مدیترانه و غرب متصل شود و در این میان، هر اندازه بذرپاش و همکارانش از اتصال ریلی شلمچه ذوق کردند و گفتند به دریا نزدیک شدیم؛ عراقی ها گفتند: نه به خدا! این راه آهن فقط برای جابجایی مسافر است و نه کالا و محموله. بگذریم… سوال اینجاست: اگر قرار باشد منظر و دریچه نگاه یک محقق خارجی به سیاست خارجی جمهوری اسلامی را شبیه سازی کنیم و نوع مفروضات و یافته های او را دریابیم، به چه چیزهایی می رسیم؟ بسم الله برویم ببینیم به قول قدیم، اجنبی جماعت، چه می فهمند از سیاست جمهوری اسلامی و احتمالا چگونه در می نگرند پولیتیک کشور ما را در برابر منطقه و جهان.

آیا باید برای ارزیابی و تحلیل دقیق سیاست خارجی یک کشور، سراغ رویدادهای دیپلماتیک و دید و بازدید مقامات برویم؟ بله. این یکی از راه هاست. باید ببینیم در سالی که سپری شده، مقامات دیپلماتیک جمهوری اسلامی، مهمان یا میزبان مقامات کدام کشورها بودند، چه اجلاسی برگزار کردند، مهمان کدام اجلاس بودند، چه نوع ابتکار عمل خاصی در سازمان ملل و مجامع دیگر جهان عرضه کردند، چه گفتمان و سیاست جدیدی را برای گذار از چالش های کوچک و بزرگ برجسته کردند، توانستند میانجی شوند یا نه، آیا در راه حفظ صلح و ثبات جهانی و منطقه ای کنشگران توانمندی بودند یا نه، برای که شاخ و شانه کشیدند و پشت چه کسی درآمدند، با که درگیر شدند و با که از سر آشتی درآمدند و با کدام طرف رفیق تر و جیک تو جیک تر شدند. اینها مجموعه ای از رویدادهای مهم عرصه دیپلماسی و سیاست خارجی است که قاعدتا با چند جستجوی خبری اینترنتی یا کاغذی، به راحتی می توان نتایج آن را دریافت. ممکن است در چنین تحقیقی، با برخی از گاف ها و سوتی ها نیز روبرو شویم که به فراخور نوع نگاه، می توان آن را در حد نمک کار پذیرفت یا نه. این که مثلا رییس قوه مجریه ایران به چه شیوه ای جواب خبرنگاران را می دهد یا مثلا تسلط وزیر امور خارجه بر لسان انگلیسی و عربی در چه حد است و چه واکنشی به دنبال می آورد. چنین چیزهایی، گاهی مهم است و گاهی نه. اساسا اگر نتیجه و خروجی نهایی کار، به شکل درست و درمان درآید و پذیرفتنی باشد، حتی سوتی های خیلی خیلی بد و عجیب را هم می توان زیرسبیلی در کرد. اما خوب… در ادامه این بحث، با یک «اما» و لیکن بزرگ روبرو هستیم. مساله اینجاست که یک محقق خارجی که می خواهد فهمی منظم و دسته بندی شده و هدفمند از چند و چون سیاست خارجی و ارزیابی اعتبار و «ایماژ» ایران به دست آورد، هرگز به این مصادیق نمایان خارجی اکتفا نخواهد کرد.

هرگز چنین نیست که داوری درباره سیاست خارجی یک کشور، تنها بر اساس بیانیه ها و موضوعات آشکار و پیدای مجاری رسمی و دیپلماتیک باشد و نفس حضور یا سخنان و مواضع نمایندگان یک کشور در محافل نظام بین الملل، سنجه و معیار نهایی باشد. خیر. «داخل» به شدت مهم است. نه تنها در عرصه سیاست و بین الملل، بلکه در حوزه زندگی فردی و شهروندی نیز، همین قاعده صدق می کند. اگر در خانه بر سر زن و فرزندان داد بزنی و آنها را در فقر و هول و ولا و نومیدی درباره آینده نگه داری اما در کوچه و خیابان، با کت و شلوار اتوکشیده و کفش های براق و تمیز، لبخند بر لب و یا الله گویان، به همه اهل محل سلام دهی و حتی گل و شیرینی درِ خانه و مغازه برخی از آنها بفرستی، در نهایت باز هم در داوری نهایی، اوضاع داخل خانه و خانواده هم لحاظ خواهد شد. وقتی که همسایه ای از ابهت و گیرایی و شانیت تو تعریف کند، آن یکی با تشر می گوید: آره خوب … ولی اهل و عیالش حال و وضع بدی دارند و از دستش گلایه می کنند.

هر که تصور می کند که در دنیای شتابان امروز، فقط وقایع مهم دیپلماتیک و موضع گیری های مقامات سیاسی و نظامی کشورها مورد توجه جهانیان قرار می گیرد و برآیند ایماژ و اعتبار کشور بر اساس همین اخبار شکل می گیرد، سخت در اشتباه است. در جهان امروز که کوچکترین و کم اهمیت ترین خبرها، در چند  لحظه به زبان های مختلف جهان ترجمه و منتشر می شوند، با روش ها و تاکتیک های مستعمل شوروی طور، نمی توان ایماژ جهانی آفرید. دنیای لاکردار، بدجوری عوض شده است. مثال می خواهید؟ چشم. چند مثال می آورم و هدف من از ذکر این مثال ها، توجه به این اتفاق مفروض است که اگر یک محقق یا حتی یک شهروند عادی ولی کنجکاو خارجی، این موضوعات را به زبان کشور خودش بخواند و بخواهد اندکی درباره ابعاد خبر، غور و مطالعه کند، فهم و ارزیابی نهایی او درباره ایران و ایرانیان و سیاست خارجی جمهوری اسلامی، چه خواهد بود:

وزیر آموزش و پرورش: توزیع شیر رایگان در مدارس هدیه رئیسی به دانش ‌آموزان است. (یحتمل مخاطب خارجی، حتی قبل از آن که درباره تورم و سوءتغذیه و سرانه مصرف گوشت و لبنیات در ایران تحقیقی انجام دهد، در همان گام اول می گوید: واااو… چه پرزیدنت پولدار و سخاوتمندی! حالا که به گواه وزیر، پرزیدنت از جیب خودش چنین هدیه ای می دهد، حتما شفافیت مالی هم در حد اعلی است!)

دیوان عدالت اداری از نهادهای قضائی قدرتمند ایران، برای دومین بار یک حکم صادر شده از سوی رئیس جمهور را لغو و بلااثر کرد وشکایت یک شخص حقیقی در مورد انتساب رییس نظام روانشناسی و مشاوره را وارد دانست. (مخاطب خارجی، در ادامه متوجه خواهد شد که قبلا، حکم رئیسی درباره انتساب رئیس سازمان اداری استخدامی کشور نیز لغو شده است. این خارجی فضول، فورا می رود جستجو می کند ببیند چه نابغه و دانشمند سرآمدی معاون حقوقی رئیس جمهور ایران است و چرا هشدار لازم را نداده است. واااو داکتر دهقان! همان حقوقدانی که هنوز پیگیر بازگرداندن اموال شاه به ایران است و قرار است چندین سیاستمدار آمریکایی را به پاسگاه نعمت آباد احضار کند!»  

دادستانی تهران به دلیل انتشار غیرقانونی سند محرمانه علیه یک روزنامه اعلام جرم کرد و پرونده قضایی تشکیل شد. این روزنامه بخشنامه خیلی محرمانه وزارت کشور درباره الزام به کارگیری حجاب بان ها را منتشر کرده بود. (ریسرچر خارجی کلمه حجاب بان را بررسی می کند و برای آن معادل خارجی نمی یابد. سپس از کلک رشتی جستجوی عکس به نتیجه می رسد و در می یابد که این شغل چیست! (البته شغل که نیست! بگذریم!) سپس متوجه می شود که وزیر کشور ایران درباره این موضوع، خلاف واقع حرف زده و وقتی که خلاف گویی او اثبات شده، به جای عذرخواهی و استعفا، علیه روزنامه نگار؛ اقامه دعوی شده است!)

سازمان پزشکی قانونی ایران:  در نیمه نخست سال جاری ۱۰ هزار و ۷۲۰ نفر در حوادث رانندگی جان خود را از دست دادند و۸.۲ درصد افزایش نسبت به مدت مشابه در سال قب لرا نشان داد. (محقق فضول اجنبی، در ادامه در می یابد که ایران با تولید ۱ میلیون و ۴۰۰ هزار خودرو در سال، بزرگترین خودروساز خاورمیانه است! بعد دوباره جستجو می کند و این ور و آن ور متوجه می شود که صنعت بی رقیب و بسیار گرانفروش خودرو در ایران، ضررده است! بعد به پیشانی خود کوفته و می گوید: وات…؟ ایمپاسیبل!)

شهردار پیاتخت: شهرداری تهران در بازسازی غزه همکاری خواهد کرد. (یارو محقق فضول، اطلاعات عجیبی درباره وضعیت بودجه و اعتبارات شهرداری، وضعیت معابر، زباله گردی، باندهای تکدی، آلودگی هوا، آلودگی صوتی، پیاده روها و دیگر مشکلات تهران پیدا خواهد کرد و سرش را با شدت بیشتری تکان خواهد داد. بعد که مدرک تحصیلی شهردار را زیر و رو م کند، دود فسفری رنگی از گوشهایش بیرون خواهد زد.)

برای چندمین بار، در چندین استان ایران، مدارس به خاطر آلودگی هوا تعطیل شدند و اعلام شده که ده منطقه تهران در وضعیت قرمز قرار دارند. (آن محقق خارجی فضول، لابد می رود دلایل آلودگی و موضوع بنزین و کیفیت خودرو و استاندارد و آلایندگی و سیاست کربنی کشور را هم نگاه می کند. الهی کوفتت شود آن اینترنت پرسرعت بدون فیلتر که با استفاده از آن، در چند دقیقه، یک دنیا اطلاعات درباره ما جمع می کنی.)

خوب… هذا نمونه های روشن، هذا ایماژ بین المللی! هیچ می دانید برشمردن این نمونه های تلخ و سرشار از تناقض را تا کجا ادامه داد؟ کرسی بودجه و چاپ پول، کمبود معلم درسی از یک سو و استخدام هزاران روحانی در آموزش و پرورش از دیگر سو، اخراج استادان دانشگاه ها و سختگیری بر دانشجویان، وضعیت فیلترینگ اینترنت و سود چند هزار میلیارد تومانی فروش فیلترشکن، تورم و بیکاری، قهقرای آبی – کشاورزی کشور، وضعیت تلخ مسکن، زمینگیر شدن بیش از نیمی از ظرفیت ناوگان هوایی، شرایط نامطلوب و حشتناک جاده ها، فساد و زمین خواری در بسیاری از شهرداری ها و شورای شهرها، رانت عظیم واردات و ورشکستگی صنایع داخلی، بحران تامین دارو، دسترسی دشوار و گران به خدمات بهداشتی – درمانی و بسیاری چیزهای دیگر. اگر کسانی گمان می کنند که صرفا با سخنرانی آتشین و شعارهای تکراری، می توانند ابهت و ایماژ و تصویر حماسی و پرافتخار بیافرینند، بدانند که این راه به بادیه می رسد و حتی اگر همه پرده ها را بکشند، هر آن چه که باید دیده شود، دیده می شود.

۳۱۱۳۱۱

دکمه بازگشت به بالا