عمومی

گورباچف، آخرین دبیر کل – نازک نارنجی

گورباچف ​​درست می‌گفت.» شوروی باید تغییر می‌کرد، اما حتی او که پرچم‌دار شده بود، نمی‌دانست عواقب این تغییر چه خواهد بود و کسانی که او را به عنوان دبیرکل انتخاب کردند، نمی‌دانستند. از آنچه قرار است بیاید.”

به گزارش نازک نارنجی، این روزنامه اعتماد او نوشت: “مرگ سالخورده و بیمار کنستانتین چرننکو هرگز غیرمنتظره نبود.” وفات در شب 10 مارس 1985; به گفته ویکتور شبستین، «در هفته های آخر عمرش، او به ندرت جز توسط پزشکان کرملین و نزدیک ترین آشنایانش دیده می شد». پس از مرگ او، رهبران حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی برای انتخاب دبیرکل جدید از میان خود گرد هم آمدند. ماجرای این انتخابات که انتخاب آخرین دبیرکل حزب کمونیست شوروی بود به روزهای همان سال برمی گردد. تقریباً همه اعضای ارشد حزب از قدیمی ترین و قدیمی ترین کمونیست های زنده بودند و – طبق سنت معمول رژیم های دیکتاتوری – مناصب خود را جز تا سر حد مرگ ترک نکردند. این رهبران قدیمی حزب طبیعتا ترجیح می دهند از نخبگان خودشان نامزد شوند تا در امان باشند و موقعیت ها و امتیازات انحصاری خود را به خطر نیندازند.

انتخاب میخائیل گورباچف ​​به عنوان جانشین چرننکو تقریباً قطعی است زیرا او “عملاً در زمانی بر کشور حکومت می کرد که چرننکو به دلیل بیماری قادر به انجام وظایف رهبری خود نبود.” او به عنوان یک فرد مسن و ناتوان بسیار فعال، توانا و فعال بود. معاون رهبر کشور است و اکنون او نهایت اقتدار رهبری را دارد.»

البته رهبران احزاب گزینه دیگری نیز دارند. پیرمردی به نام ویکتور گریشین که در آن زمان رئیس سازمان حزب مسکو بود، اما چهره و منش او یادآور سال‌های اقتصادی بود و خودش «همه عیوب و کاستی‌های زمان برژنف را در خود داشت؛ «یک مرد نزدیک. عصبانی، تنبل و فاسد.” مرد قدرتمند و با نفوذ دیگری در میان رهبران حزب وجود داشت که می توانست مخالف گورباچف ​​باشد و آن آناتولی گرومیکو بود. اما او به جای رقابت با شما گورباچف، پیشنهاد داد و موافقت کرد “از رهبری گورباچف ​​حمایت کند. گرومیکو در جلسه سخنرانی کرد و از دیگران – خواسته یا ناخواسته – اجازه گرفت تا گورباچف ​​به عنوان دبیرکل انتخاب شود.

او در آن روز در دفاع از گورباچف ​​استدلال جالبی کرد: «گورباچف ​​مردی اصولی و با ایمان بود… اما در صورت لزوم می توانست با افراد مختلف همراه شود». او نمی تواند چیزها را سیاه و سفید ببیند و میانه ها را برای رسیدن به یک هدف خاکستری می بیند.

وی افزود: میخائیل لبخند زیبایی دارد اما هم تیمی هایش دندان های آهنی دارند. همه کسانی که در جلسه شرکت کردند با گورباچف ​​موافق بودند. گفته می شود که او همان شب حوالی ساعت سه برگشت. همسرش از خواب بیدار شد و منتظر او نشست. دبیرکل جدید حزب کمونیست همه چیز را برای همسرش توضیح داد و سپس گفت: «در تمام این سال ها هیچ کاری برای انجام دادن و هیچ چیز مهمی در مقیاس بزرگ وجود نداشته است. مثل یک دیوار آجری است اما زندگی نیاز به عمل دارد. ما (مردم این کشور) نمی توانیم مانند گذشته به زندگی خود ادامه دهیم.»

حق با اوست. شوراها باید تغییر می‌کردند، اما حتی او که پرچم‌دار شد، نمی‌دانست نتیجه این تغییر چه خواهد بود، و همچنین کسانی که او را به عنوان دبیرکل انتخاب کردند، تصویر روشنی از آینده نداشتند.»

انتهای پیام/

دکمه بازگشت به بالا