فرهنگ و هنر

مردم چگونه واژه‌سازی می‌کنند؟ – نازک نارنجی

مزدک انوشه راه‌های انتخاب واژه‌ها را بیان می‌کند و ضمن اشاره به اینکه عمر واژه‌سازی به اندازه عمر زبان است، می‌گوید تفاوتی بین راه‌ها در استفاده مردم و فرهنگستان وجود ندارد. زبان و ادبیات فارسی. کلمات

این زبان شناس و استادیار گروه زبان شناسی دانشگاه تهران در گفت وگو با نازک نارنجی، درباره واژه گزینی رایج و تاثیر زبان شناسان بر ماندگاری واژه ها اظهار کرد: اگرچه واژه سازی فرآیند خاصی است و نیازمند دانش، تجربه، ذوق و سلیقه، که به کرات در گفتار روزمره گویندگان اتفاق می افتد. همه ما همیشه در مکالمه روزانه خود کلماتی را می سازیم. البته بیشتر این کلمات شامل نمی شود; یعنی در لغت نامه «دهخدا»، «سخن» و فرهنگ «معین» نمی یابید.

او گفت: «فرآیند واژه‌سازی بسیار طبیعی است. “این درست نیست که فناوران و متخصصان در زمینه های مختلف می توانند کلمات بسازند؛ همه اعضای یک جامعه زبانی همیشه کلمات می سازند، اما بسیاری از کلمات آنها ضبط یا وارد نمی شوند. علاوه بر این، بسیاری از کلمات جدید یکبار و فقط برای موقعیت خاص که به آن تک همسری می گویند؛ یعنی گونه ای که برای یک زمینه زبانی خاص ایجاد می شود.البته گاهی برخی از اینها یکنواخت هستند.شانس گونه و به قدری مورد استفاده قرار می گیرد که در لغت نامه ها و لغت نامه ها گنجانده شده و یافت می شود.

انوشه افزود: مثلاً «دیروز در مهمانی کفش مشکی کهنه‌اش را پوشید»، در عبارت «کفش مشکی کهنه‌اش» هیچ کلمه‌ای وجود ندارد، اما گوینده می‌تواند آن را عبارت بسازد و «مشکی کهنه» خود را بگوید. کفش “. به این ترتیب او عبارت را یک کلمه دارویی کرد و کلمه سازی را انجام داد. ساختار این کلمه دارویی با ترکیباتی مانند “چادر مشکی” یا “کفش کتانی” تفاوتی ندارد. بسیاری از این اتفاقات در گفتار روزمره رخ می دهد.

این زبان شناس به اهمیت واژه سازی نیز اشاره می کند: فارسی در اصطلاح زبانی یکی از زبان هایی است که ما آن را ترکیبی می نامیم، یعنی عناصر تک هجا را با هم ترکیب می کنیم و از آن واژه جدیدی می سازیم. در واقع زبان فارسی این مزیت را دارد – یا به عبارت دقیق تر – این امکان را دارد که بتوان به راحتی کلمات را در آن ساخت.

مزدک انوشه گفت: ما به عنوان زبان شناس همیشه درگیر فرآیند واژه سازی هستیم، از قدیم الایام ادبیات و عموم مردم این کار را انجام داده اند (منظور از مردم هر کسی است که در فارسی صحبت می کند). زبان و به ویژه فارسی ابزارهای مختلفی برای واژه‌سازی دارد که مردم از آن استفاده می‌کنند. این ابزارها را تکنیک های واژه سازی می نامند. اما در زبان فارسی به دلیل دسته بندی بودن، هر دو روش کاربرد بیشتری نسبت به بقیه دارند.

این مدرس زبان شناسی بلافاصله با بیان اینکه روش فرهنگستان زبان و ادب فارسی و مردم در واژه سازی تفاوتی ندارد، تصریح کرد: اکثریت مردم از روش انشاء یا اصل استفاده می کنند. ترکیب به معنای ترکیب چند کلمه و ساختن یک کلمه مرکب از آن جمله سیاه چادر یا سیاه چادر است. در اصل، یک یا چند مصوت به یک کلمه تک هجا اضافه می شود تا مبدأ جدیدی مانند «سفید»، «غده»، «خاک»، «دانشمند» و غیره ایجاد شود. گاهی اوقات آنها منشا و ترکیب را ترکیب می کنند، مانند “تحصیل کرده” یا “برف پاک کن”.

وی ادامه می دهد: حتی اگر از این دو روش بیشتر استفاده شود، اما امکانات شکل گیری واژه های فارسی به این دو روش محدود نمی شود و زبان شناسان از تکنیک های دیگری نیز استفاده می کنند. آکادمی نیز از همه این روش ها در حوزه خود استفاده می کند.

انوشه لغت شناسی را به معنای گسترش دامنه واژگانی زبان می داند و می گوید: علاوه بر این دو روش، ما فارسی زبانان نیز با وام گیری دامنه واژگانی خود را گسترش داده ایم; به عنوان مثال، ما “کاپ” را از زبان روسی، “خانه پانسیون” را از فرانسوی و غیره می گیریم. به عنوان مثال، زبان شناسان می دانستند که «سپر»، «سوار» و «زین» چیست و از آن ها در جنگ و سواری استفاده می کردند، حالا برای قسمت های مختلف ماشین و دوچرخه از آن ها استفاده می کنند. یا مثلا زیراکس که یک برند است از زبان دیگری وام گرفته شده و سپس با کمی بسط معنایی به فرآیند کپی اشاره می کند. بنابراین ما به کلمه سازی یا بسط واژگانی فکر نمی کنیم، به این معنی که باید چندین مؤلفه زبان را به هم متصل کنیم و یک کلمه جدید ایجاد کنیم. فارسی زبانان نیز با محدود ساختن معنی کلمات را ساختند. به عنوان مثال، اکثر مبلمان چوبی خانه ما دارای چهار پایه هستند. اما «چهار پا» به معنای کلاس خاصی از دستگاه است که در معرض محدودیت معنایی است و ما به هیچ دستگاه چهار فوتی «چهار فوت» نمی گوییم.

وی افزود: روش‌های دیگری نیز وجود دارد که در واژه‌سازی کمتر مورد استفاده قرار می‌گیرد. اما دانشگاه آنها را به وجود می آورد و مردم کم و بیش از آنها استفاده می کنند، مثلاً اختلاط، یعنی قسمت هایی از کلمات را می گیریم، آنها را با هم مخلوط می کنیم و کلمات جدید ایجاد می کنیم. مانند «پیکانوپجو» ابتدا به صورت یک کلمه مرکب ساخته شد و سپس بومیان آن را «پیکاجو» نامیدند. به این می گویند اختلاط و دانشگاه ها هم از این روش استفاده می کنند. گاهی اوقات زبان شناسان می توانند کلمه جدیدی را با حذف آن ایجاد کنند، به عنوان مثال، “bio” در عبارت “من امتحان زیستی دارم” با حذف “زیست شناسی” یا “az” با حذف “آزمایشگاه” ایجاد می شود.

مزدک انوشه به شکل های دیگر واژه سازی نیز اشاره می کند و توضیح می دهد: روش دیگر واژه سازی است که تلفظ مستقل نام حروف اول برخی از کلمات است، یعنی حروف را به صورت جداگانه بگوییم، مثلاً در ریاضیات «BMM» یا در نظامی «شمر». یک مثال قدیمی “سین جیم” است که به معنای “پرسش و پاسخ” یا “پرسیدن” است. راه دیگر زیرنویس است که در آن حروف اول را به صورت کلمه تلفظ می کنیم. مثلاً «سمت»، «ناجا»، «هما» و …. اینها روشهایی هستند که در دانشگاه برای واژه سازی همراه با ترکیب، مبدأ و بسط معنایی مورد استفاده قرار می گیرند. همچنین همانطور که قبلاً گفتم فارسی این ویژگی را دارد که ما کلمات را با ساخت های نحوی مثلاً خود تخصصی می سازیم. در گذشته گروه هایی از واژه های نحوی ایجاد می کردیم و این روش امروزه نیز در زبان فارسی مورد استفاده زبان شناسان است و در دانشگاه نیز از آن استفاده می شود. این نحوه ساخت “دید در شب” است.

این زبان شناس ضمن اشاره به استفاده سعدی از این روش در مثال «وارث گاوهای نشسته» و چند مورد دیگر، ادامه می دهد: اینها همه روش هایی است که اکثریت مردم و همچنین صاحب نظران و نویسندگان از آن استفاده می کنند. ” اما آکادمی زبان ها این کار را به صورت علمی، مدون و آگاهانه انجام می دهد، در حالی که اهل زبان این کار را بر اساس زبان خود انجام می دهند.

انوشه در مورد نحوه عملکرد دانشگاه گفت: یکی دیگر از کارهای خوب دانشگاه جمع آوری این واژه ها در فرهنگ لغات است و به همین دلیل مثلاً اگر فردی بخواهد در «اسماس» کلمه ای برای آن بسازد، به این واژه نامه نگاه می کند. ببینید مردم چه می بینند.» می گویند و معادل آن در زبان فارسی چیست. در واقع دانشگاه با دانستن این انبوه کلمات مورد استفاده بومیان و داشتن آنها کلمات را می سازد. اما از همان روش ها و امکاناتی که جامعه زبانی استفاده می کند برای تشکیل کلمه استفاده می کند. البته دانشگاه ها برخی از این روش ها را رایج تر کرده اند، مثلاً ما با ایجاد یک کلمه جدید از ترکیب اجزای دو کلمه کار چندانی نداریم. اما دانشگاه این اثر را بیش از پیش در اصطلاح علمی زنده می کند. وظیفه دیگر فرهنگستان این بود که کاری که توسط گروه های تخصصی انجام می شد مغایر با اصول دستور زبان فارسی نباشد، قوانین ساخت فارسی زیر پا گذاشته نشود، ویژگی های آوایی و واجی رعایت شود و آهنگین باشد.

وی ادامه می دهد: طبیعتا واژه سازی و واژه سازی رایج در دانشگاه از هم جدا نیستند. فرهنگستان آنچه را که به طور طبیعی در زبان اتفاق می افتد، به صورت مدون، علمی و مدبرانه انجام می دهد و قوانینی را برای آن وضع می کند. از دیگر اقدامات این موسسه این است که در انتخاب معادل یک کلمه، اشکال مختلف ترکیب و اصل آن را نیز در نظر می گیرد. اساساً دانشگاه کلمات را برای دسته ای از کلمات به هم پیوسته می سازد.

مزدک انوشه در پایان واژه سازی را فرآیندی برای ماندگاری زبان دانست و گفت: در ابتدای ساخت واژه در فرهنگستان اول با سیل ورود واژه ها به زبان فارسی مواجه بودیم. “کالج” یا “دانشگاه” وجود دارد و ما همیشه از کلمات خارجی استفاده می کنیم. برخی ممکن است بپرسند، “چرا ما از همان کلمات استفاده می کنیم؟” باید گفت که وام گرفتن بیش از حد از زبان های خارجی می تواند به زبان مادری ما آسیب برساند و دایره واژگان آن را ضعیف کند. در عین حال، زبانی که به وام گرفتن عادت کرده، کم کم برخی از توانایی ها و ابزار واژه سازی خود را از دست می دهد. ساخت علمی کلمه آکادمیک، الگوهای مختلف تولید کلمه را زنده نگه می دارد تا کلمات دیگر با آن کار کنند.

انتهای پیام/

دکمه بازگشت به بالا